تبليغاتX
Super stars


Super stars





درد و دل


آثار بجا مانده از دوتا عاشق


نويسندگان


دوستان گلم


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

                       به نام حک کننده ی نام تو بر فیلم

 

سلام،سلام به دوستای خوب وبلاگ.منوکه یادتون نرفته؟مهساهستم !!!

ازاین که میتونم با شما باشم واقعاً خوشحالم.

خوب لابد میپرسیدچطوری اومدم به این وبلاگ؟؟؟

راستش من اصلاً به وبلاگ ونوشتن مطلب وگذاشتن عکس درآپ وارد نبودم،یعنی بهتر بگم آشنایی نداشتم وفکر میکنم هنوزم خبره نشدم.

ومن ازهمین جا ازسهیلا دوست قدیمی،گل،همکلاس سال های قبل تشکر میکنم. که به من یاد داد ومن تونستم بالاخره باراهنمایی های سهیلا جان مطلبی روتهیه کنم. بخونید ونظر بدید...

                  

* سياوش خيرابي ( بهرام ) : چهره اش از ابتدا آن چنان آشنا نبود اما کم کم به محبوب ترين بازيگر جوان اين سريال مبدّل شد . او هم در اين مدت کوتاه با تله فيلم تلخون و حالا با ترانه مادري خودش را توانسته ثابت کند . بازي خيره کننده اي دارد . تبحّر خاصي در اداي ديالوگ ها دارد و اينکه جلوي دوربين راحت است ، بخوبي احساس مي شود . خوشبختانه نه شخصيت بهرام غلو شده است نه بازي ايفا گر آن . شيطنت هايي در رابطه با پويا و چند شخصيت ديگر دارد اما بدليل بي مهري هايي که بهرام در خانواده کشيده و بي توجهي هاي ليلا و مشکلاتي که داشته باعث شده عده ي زيادي او را مقصر ندانند و ياحتي به او حق بدهند !!!!!!

                     

                              

 

اوه من هنوز افتخارآشنایی روبا تارااجان ندارم وفکرمیکنم بایدتاحدودی در جریان باشه..

تاراجان سلام امیدوارم ازاینکه من به این وبلاگ اومدم ناراحت نباشی؟

من شاید بلد نباشم مثل شما به طور طنزبنویسم. اما جای هیچ نگرانی نیست. یواش یواش یاد میگیرم. س ناراحت نباشید...

یه گزارش هم در مورد خیرابی دارم که خوشحال میشم اونوبخونید...

    

                      

       بخون بابا بد که نیست...              بخون دیگه...

 

                                      بیاپایین

                                         .

                                         .

                                         .

                                         .

                                         .

متولد چه سالی هستی و از چه سالی بازیگر شدی؟

آذرماه سال ۱۳۶۳ به دنیا آمدم.تهرانی ام امااصالتاً تبریزی هستم. در خصوص بازیگری هم سال سوم راهنمایی در یک کار ایفای نقش کردم که بعد از آن به خاطر درس و مدرسه، به دنبالش نرفتم تا این‌که در دوره دانشگاه توسط یکی از دوستانم برای یک کار مستند داستانی به آقای رزاق کریمی معرفی شدم اینجا بود که تصمیم گرفتم جدی‌تر به این حرفه بپردازم از این رو رفتم به کانون سینماگران جوان و یک دوره کامل آموزش بازیگری را سپری کردم و دوباره برای کار «حس پنهان» آقای رزاق کریمی انتخاب شدم؛ بعد از آن در تله فیلم «تلخون» به کارگردانی آقای امینی ایفای نقش کردم.

چطور سر از دنياي بازيگري در اوردي؟

سوم راهنمايي بودم و داشتم در حياط خانه مان بازي ميكردم كه همسايه مان مرا ديد.او كه نويسنده بود به مادرم گفت:مي خواهد مرا براي تست بازيگري به دفترشان ببرد.من هم انجا از خودم كمي بداهه گفتم و انتخاب شدم.نتيجه اش كاري كوتاه بود كه به جشنواره رفت و جايزه هم گرفت.بعد از ان به بازي در تله فيلم تلخون دعوت شدم.بعد از ان در تله فيلم ديگري بازي كردم.اقايان حمزه اي و سهيلي زاده كه كار مرا در ان اثار ديده بودند از من براي بازي در پروژه ترانه مادري و نقش بهرام  دعوت به همكاري كردند.

 برای ترانه مادری چگونه انتخاب شدی؟
آقای حمزه‌ای تلخون را دیده بودند برای همین با من برای این کار تماس گرفتند

از كاراكتر پويان تله فيلم تلخون بريمان بگو.

تلخون تله فيلمي به كارگرداني عليرضا اميني بود و پويان هم پسري شر شيطان و ترسو.

در زندگي شخصي خودت اينقدر با مادر بزرگت صميمي هستي؟

بله البته با اينكه مادر بزرگ من كسالت هم دارند اما همين ارتباط خوب و صميمي را با هم داريم.

دوست داري چه نقشي به شما يشنهاد شود؟

نقش يك ادم رواني;مثلا من نقش نيما شاهرخ شاهي در پارك وي را دوست دارم.او خيلي خوب اين نقش را بازي كرده است.وقتي من خودم را جاي ان نقش ميگذارم احساس ماكنم كه خيلي خوب ميتواانم از عهده ي كار بر بيايم.

چه چيزي از فيلم نامه ترانه مادري برداشت كردي؟

فيلم نامه دو نوع تربيت غلط را بررسي ميكند.يكي بيتوجهه و ديگري توجه زياد و همين افراط و تفريط هاو اثار مخرب ان در زندگي اجتماعي است كه به تصوير كشيده شده است.

مي خواهي بازيگري را ا كجا ادامه بدهي؟

تا جايي كه مردم مرا بپذيرند و كار به جايي نرسد كه نخواهند مرا ببينند و بگويند اي بابا باز م اين امد!

از دوران كودكيت برايمان بگو.

در دوران كودكي خيلي شيطان بودم و زياد درس خوان نبودم.البته چون من در مدرسه اي درس مي خواندم كه برادرم نيز در انجا درس مي خواند و خيلي هم درس خوان بود شيطنت ها و تنبلي هاي من بيشتر به چشم مي امد.خوشبختانه من در همان سال اول دانشگاه قبول شدم كه كمي براي مسئوولان مدرسه ام تعجب اور بود!

جالب ترين شيطنتي كه تا كنون انجام داده اي چه بود؟

يادم است دوران كودكي در شهرك غرب ساكن بوديم.من علي رغم انكه بچه شيطاني بودم اما هيچوقت سراغ بازي ها و وسايلل خطرناك نمي رفتم و فقط با بچه هابازي مي كردم يك بار كه بچه هاي ديگر ترقه درست كرده بودند ( فكر مي كنم تيم فوتبال محبوب ان ها برده بود و همين موجب خوشحالي مضاعف ان ها شده بود)ترقه را دادند دست من و گفتندبيانداز!من هم انداختم...!ازبد شانسي ترقه خورد به شيشه خانه همسايه و شيشه ها پايين ريخت با اين اتفاق همه از مهلكه در رفتيم و .........!

چند خواهر و برادر داري؟ان ها چه مي كنند؟

من دو برادر بزرگتر از خودم دارم. ان ها در اتليه عكاسي كه زده ايم به صورت حرفه اي كار مي كنند.هر دو نيز ازدواج كرده اند.

خودت علاقه اي به عكاسي داري و با ان ها همكاري مي كني؟

در گذشته اصلا از عكاسي خوشم نمي امد و دنبالش نميرفتم اما اخيرابه ان علاقه مند شده ام.

ارتباط شما با خانواده ات چه طور است؟

خيلي خوب.البته ان ها اكثرا درسفر هستند و من اغلب تنها هستم.ارتبط خوبي با انان دارم و خيلي راحت با ان ها صحبت و درد دل مي كنم.شايد برايتان جالب باشد بدانيد اولين كسي كه ايراد هايم را ميگويد مادرم است

اگر بازيگر نمي شدي دوست داشتي چه كاره شوي؟

شايد خواننده مي شدم

سياوش خيرابي با تمام خصوصيت اي مثبت و منفي چه جور ادمي است؟

او خيلي معمولي است.البته بعضي اوقات بي حوصله است و زود خسته مي شود.

چه كساني به شما كمك كردند تا به موفقيت كنوني ات برسي؟

راستم در مغزم نمي گنجيد به اين زودي ها در كاري به اين شكل بتوانم مقابل بازيگران پيشكسوت ظاهر شوم.اوايل خيلي برايم سخت بود.خانم روستا انقدر كمكم كردند كه اصلا احساسا نمي كردم كم اورده ام.در كنار وي;سعيد سهيلي زاده و بالاخص  محمد حاتمي قرار داشتند  كه ان ها خيلي كمكم كردند.خيلي متشكرم از اعتماد ان ها به خودم.

اساتيد بازيگري شما چه كساني هستند؟اصلا كجا دوره ديدي؟

من در كانون سينماگران جوان تحت نظر اساتيدي چون علي دهكردي محمود پاك نيت هاشمي و امير اتشاني بوده ام.

كساني كه نامشان را هيچ وقت فراموش نميكني؟

پدر و مادرم.

 سقف آرزوهای سیاوش خیرابی کجاست؟
 آرزوهای من هیچ وقت سقف نداشته، هر چه می‌روم بالاتر باز بالاترش را طلب می‌کنم.

 ومطلب دیگه اینکه سهیلا و تارا تلفنشان قطع شده وما خیلی متاسفیم.

                               به امید دیدار


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه چهارم مهر 1387 در ساعت: 15:22
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+