تبليغاتX
Super stars


Super stars





درد و دل


آثار بجا مانده از دوتا عاشق


نويسندگان


دوستان گلم


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

اه بابا پدرم در اومد!!!!!!!!!!

سلام

چطوری یا نه؟

من که الان یه مقدار اعصابم خورده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

باورتون نمیشه خودمو جر واجر کردم تا بلاخره تونستم وارد اینجا بشم

اه اه اه

خب خیلی ممنون از اینکه از رفتن من اظهار

تاسف کردید انقدر به فکر من نباشید ترو خدا

نه نه اصرار نکنید من نمی تونم بمونم...

ای تارای بی وفا اصلا معلوم نیست کجا هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خب دیگه یه روزی میای که دیگه خیلی دیره

من دارم میرم اینم وبلاگ جدیدم اختیار با خودت

 اگه دوست داشتی اینجارو نگهدار اگرم دوست نداشتی ببندش من این امکانو به تو میدم.

خب دوستا من که اینجا دوست زیادی نداشتم ولی

 امیدوارم به این وبلاگم سر بزنیدو منو خوشحال کنید.

 

www.bia2khalse.blogfa.com

 

 

Don`t forget I`m

waiting for u

 

 

So0Ooo0Oheila


نويسنده: سهیلا مورخ: دوشنبه پنجم مرداد 1388 در ساعت: 1:10
|+|

بی خیال

سلام به همگی

من بعد یه مدت طولانی

 اومدم بگم خداحافظ.

من فکرامو کردم میگم ماکه اینترت

 نداریم سالی یه بارم میایم کافی نت

پس چه بهتر اینجارو بی خیال بشم.راستش

 دیگه تو فاز گلزارو از این جور چیزا نیستم.

نه اینکه بگم دیگه دوسش ندارما!!!!!!!!!!نه!

میدونید بزارید این پیشه خودم بمونه چرا.

خلاصه من که میام اینجا مینویسم بازدید کننده

که خیلی نداریم حوصلم سر میره.

منم تصمیم گرفتم یه وبلاگ دیگه

بزنم البته این وبلاگه سرجاشه.

انشاالله هر وقت زدم ادرسشو اینجا اعلام

میکنم تا اگه دوست داشتید بیاید بازدید کنید.

پس تا بعد خداحافظ

سهیلا


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه بیستم فروردین 1388 در ساعت: 20:44
|+|

سلام خوبید

من اصلا خوب نیستم از بس که احوال منو میپرسن.

بابا انقدر احوال منو نپرسید من خوبم...

تارا هم که واقعا دوستی رو در حق ما تموم کرده...

نپرسین سهیلا کجاست ؟چی کارمیکنه؟زندست یا مرده؟

خیلی بدید حالا که اینطور شد من

 وبلاگو حذف میکنم تا دلم خنک شه

اصلا من نباید حال شماهارو میپرسیدم...

همه زدن تو خط عاشقیو شاعوری

تارا خانوم از جا این شعر معرا بشین درستو بخون

هی روزگار دیگه هیشکی به یاد هیشکی نیس

میبینید تورو خدا

خب دیگه اصلا از اینجا خوشم نمیاد

 بزار اینترنتمون وصل شه میام حسابی حال همتونو میگرم

اصلا دیگه موسمو اینجا نمیزارم

اگر پشت دندوناتونو دیدید منم دیدید

بای

 


نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه ششم آذر 1387 در ساعت: 17:52
|+|

سلام سلام

 مهسا جونم خوش اومدی عزیزم امیدوارم موفق باشی

سلام خوبید؟

منم هی بدک نیستم

تلفونمون بالاخره قطع شد من بدبخت الان اومدم کافی نت....

من نمیتونم زیاد بمونم

راستی از رضا چه خبر؟؟؟؟؟؟؟

من که خبری ندارم

 راستی عید فطر دوخواهراکران میشه

خوش به حال تهرانی ها....

توی قم که خیلی طول میکشه بیاد

حالم از این شهر به هم میخوره

گلهای خوشگلم من

دیگه باید برم

سر سفره ی افطار مارو دعا کنید

موفق و پیروز باشید...

یا علی

 

بای

 

 

 

 

 

 

 

 

~*¤سهیلا¤*~


نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 در ساعت: 18:0
|+|

گلشیفته فراهانی در هالیوود!!!!!!!!!!

                  

¤*گلشیفته در هالیوود*¤

 

wOoo0oOW

جدید ترین عکس گلشیفته فراهانی در هالیوود....

اینه

امسال، به طور يقين سال "گلشيفته فراهاني"؛
بازيگر جوان سينماي ايران است.
او در جشنواره فيلم فجر براي ايفاي نقش
در دو فيلم نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن شد
 و هم اکنون اين دو فيلم بروي پرده سينماهاست. سال گذشته نيز در فيلم آمريکايي"Body of Lies"
در کنار بازيگران سرشناس هاليوودي بازي کرده و قرار است
اين فيلم 19 مهرماه سال جاري در سينماهاي سراسر دنيا اکران شود.


به گزارش برنا، «گلشيفته فراهاني»

 بازيگر جوان سينماي ايران در فيلمي به کارگرداني

"رايدلي اسکات" در کنار بازيگراني چون

 "لئوناردو دي کاپريو" و "راسل کرو"

از ستارگان سينماي هاليوود به ايفاي نقش پرداخته است.

گويا گلشيفته فراهاني در اين فيلم نقش يک پرستار را ايفا مي کند

 البته به نظر مي رسد او در نقش يک پيشخدمت عرب بازي کرده است.

 
وي سال گذشته که در آمريکا بوده اين فيلم را بازي کرده است.
اين فيلم بر اساس رماني
از ديويد ايگناتيوس(نويسنده واشنگتن پست) ساخته شده
و درباره يک افسر سيا به نام راجر فريز(دي کاپريو) است
که با تروريسم مي جنگد و در سفر به
 عراق نقشه اي کشيده تا يکي از سران تروريست را دستگير کند.
 اد هافمن (راسل کرو) رئيس سازمان سيا
 با همکاري دستيارش راجر فريس (دي کاپريو)،
 با طرح يک نقشه دروغين، بمب گذار القاعده
 با آمريکائي ها تباني مي کند و قصد فريب رهبر القاعده را دارند.
 
در اين فيلم همچنين بازيگران مسلمان ديگري چون بيژن دانشمند،
علي سليمان، عمر بردوني، مهدي نبو و علي خليل نيز بازي کرده اند.


فيلم "Body of Lies" يا "بدن دروغين" 10

 اکتبر(19 مهرماه سال جاري) در سينماهاي سراسر دنيا اکران خواهدشد.

ريدلي اسکات کارگرداني اين فيلم را برعهده دارد.

همچنين ويليام موناهان و ديويد ايگناتوييس نويسندگان اين فيلم هستند. 
 

البته گفته مي شود، بعد از اين فيلم بازي

 در فيلم جديد ديگري نيز به فراهاني پيشنهاد شد

كه در زمان خروج از كشور به وي اطلاع دادند كه ممنوع الخروج است

و دليل آن نيز گويا اين موضوع است كه وزارت ارشاد اعلام كرده،

 بازيگران براي بازي در فيلم هاي خارجي بايد اجازه نامه رسمي بگيرند.

فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي

مربوط به اردن در شهر رباط؛ مراکش فيلمبرداري شده است.

 گفته مي شود، بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم،

 سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند

 تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد.

 
بسياري پيش بيني کرده اند، اين فيلم يکي
 از بخت هاي مسلم اسکار 2009 است.
 اسکات کارگرداني فيلم هايي چون
"گلادياتور"، "هانيبال" و "1492: فتح بهشت" را به عهده داشته
و تا به حال چندين بار نامزد جايزه اسکار بوده است.

.

سلام

اخ جیگرش

این حقه گلشیفته بود که بره هالیوود من که خیلی دوسش دارم . 
very happy
Custom Smiley
 

امیدوارم موفق باشه 

خب دیگه

بابای

 

 

نظر یادتون نرهههههههههه


 

 

 

 

 

 

 

×*¤سهیلا¤*×



نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه بیستم شهریور 1387 در ساعت: 0:12
|+|

بدو بدو نانسی

سلام سلام

دیدید من چه زود اومدم.

اومدم برا اولین کار به قولم عمل کنم عکسای قبل از عمل نانسی رو براتون بزارم

خیر سرمون مثلا اینجا برا گلزارو کمیلیه

البته تارا مقصر نیست من دارم اینجارو اینطوری میکنم

خب چه کنم دیگه میخوام از این بی روحی در بیاید یه کم نظر بذاریم بد نیستا

 

خب دیگه زیاد حرف نمیزنم میخوام برم سحری بخورم

 

 

هههههههههههههههه

چیز تابلویی بوده هاااااااااااااااااا

  

یا خداااااااااا

این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

اهان بابا حالا شد اون که نانسی نبود

ولی خدایی قبول دارید الانم با یه من ارایش این شکلیه

 اگه ارایششو پاک کنه همون شکلی میشه

 Girl  Shy Girl  والا من از اون خوشگل ترم دیگه

دیگه اینجا از این خبرا نیستا

اخه ناسلامتی ما اینجارو برا دوتا سوپر استار تاسیس کردیم

یه کم ناخوش اگه از این عکسا بزارم

 No اسرار نکنید عکس میخواید اون وبلاگم

 No   No No No اصلا

 Yes  Yes اره اصلا عکس میخواید اون وبلاگم...

  Good Idea پس تصویب شد عکس اون وبلاگ اینجا برا دوتا جیگر باقی میمونه

 

من الان سحری خوردم نمازم خوندم باید برم بخوابم تا فردا بعد از ظهر

ادرس اون وبلاگ تو لینکا هست اینجا هم براتون میزارم

www.nahaiat.blogfa.com

OK? 

 پس صبحتون بخیر من رفتم بخوابم

 Morning

  Wake Up 

 

 

 

 

 

 

 

*+سهیلا*+




نويسنده: سهیلا مورخ: یکشنبه هفدهم شهریور 1387 در ساعت: 6:5
|+|

شروعی برای من

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بابا اینجا چه خبره چرا انقدر سوتو کوره مگه

من مردم کسی تارا رو تحویل نمیگیره....

بیا تارا جونم خودم تحویلت میگیرم ادرس بده.....

اه اه اه جم کنید خودتون بی ذوقا حالمو بهم زدید

بابا تا ما گفتیم دیگه نمیایم تارا هم اینجارو تعطیل کرد؟

مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم.

من تازه به تار میگفتم اگه خبری از رضا بود برا

 بچه ها بزار نمیدونستم دیگه این بنده خدا از ما بدتره.

بابا من اون شب دپرس بودم اومدم اون چیزارو گفتم

البت نه اینکه فک کنید چاخان کردما نه!

من اصلا کلو هم با چاخانو خالی بندی مخالفم ولی خب چه کنیم

 راسیتش قراره باباهه پول تل فونو نده قطع بشه

 اخه من بد خوره ای هستم یعنی میرم تو اینترنتا بیرون اومدنم با خداست

 واس خاطر همین پول تل فون یه نموره زیاد از حدش که

 باید میومد اومد بابای ماهم قاطی کرد گفت پولشو

 نمیدم تا قطع شه منم اونشب یخده حالی به حالی بودم

اومدم اونطوری گفم

امشب دیگه به خودم گفتم دختر چرا نشستی

عزا ماتم گرفتی تلفون که هنوز قطع نشده

 پاشو برو ببین چه خبره

اومدم اینجا دیدم بع بابا تارا از ما بدتره در

 اینجارو ببندیم که بهتره(شعرو حال کن)

خلاصه این شد که استینارو بالا زدم شروع کردم به

نوشتن همچین بگی نگی یه حالی بتون بدم.

صبر کنید حالا

انگار یه چیزی باید میگفتم !!!!!باید تبریک میگفتم!!!!

یه چیزی رو باید تبریک میگفتم!!!!؟

اهان یادم اومد....

ماه نزول قران مبارک باشه(اخه تو رو چه به این حرفا)

همون ساده ترش نماز روزه هاتون قبول باشه....

راستی مردسا هم که چند وقت دیگه واز میشه چشمتون روشن

(ننه نخند بی سواتیه دیگه)

اه اه اه اه دوباره مدرسه

صبح خروس خون باید پاشیم بریم مدرسه

 

صبح با صدای نالون مامان از خواب بلند میشی

 میری توالت یه نیم ساعت سر توالت چرت میزنی

بعد صدای مامان در میاد بچه اون تو چیکار میکنی بیا گمشو بشین صبونتو بخور

 مدرست دیر شد لنگو لنگون میای سر صفره با

گلوی خشک پنیر زرد سه ماه مونده که مثل سنگ صفته

با نون لواش بیات میخوری برا اینکه از گولوت

 پائین بره یه چایی کهنه دم تازه چوش که با اب خنک فرقی نمیکنه ردش میدی پائین

بعدشم چش بسته راه مدرستو میگیری میری سه

 ساعتم تو حیاط مدرسه باید به حرفای

چرت و پرت ناظم و مدیر مدبر گوش کنی بعدشم

 یه اهنگ مسخره برا اینکه سرحال بشی میزارن

کله سحر بهاش ورزش کنی کاش همین جا تموم میشد

 داستان وقتی شروع میشه که میری سر کلاس...

سه زنگ با هرکدوم از دبیرا باید کلاس معارفه برگزار کنیو

باید جدو ابادتو که چی بودیو چی هستیو چی میخوای

 بشی معرفی کنی بعد از اونم چون ماه رمضونه و معلما

مثلا خودشون میخوان مهربون باشن لطف میکنن بهت

اجازه میدن تعطیلات تابستونتو بلند برا بچه ها تعریف کنی بعد

 از همه ی این مسائل تازه داری از خواب بلند میشی که زنگ میخوره

 باید پاشی بری خونه دوباره فردا روز از نو روزی از نو....

اه اه اه.....

دوباره گرفتاری شروع شد......

ولی خدایی از شوخی گذشته مدرسه خیلی حال میده اخ دلم لک زده واسه شیطونی

دوباره جیغ دبیرا.پشت در دفتر.مورد انضباطی وای خدا جون چه حالی میده.

 

راستی برو بچ هرچی خواستید بگید خودم

 براتون جورش میکنم منظورم عکسه.

راستشو بخواید من بلد نیستم چطور باید چیزی

 رو برا دانلود بزارم وگرنه خودم نوکرتون بودم

هر چی میخواستید براتون میذاشتم.

میگم حالا که من از این کارا بلد نیستم شما هم دیگه انقدر بی ذوق نباشید

 ما دانلودو بلد نیستیم دیگه بلدیم عکس بزاریم که ....

اینطوری بتون بگم اگه چیزی خواستید رو در واسی نکنید

به خودم بگید براتون میزارم.

البت باید با تارا هم مشورت کنم بیبینم اون راضیه تو

 این وبلاگ عکسای دیگه گذاشته بشه یا نه...

اگر راضی نبود بازم شکلی نیست بیاید اون

 وبلاگ بگید براتون ردیفش میکنم.

حالا امروز چون همچین اینجا یه نموره سوتو کوره و خیلی یکنواخت شده

 من میخوام براتون عکس بیزارم.

  حالا چی بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Hmm

اخه میدونید عکسای رضا و حامد همشون تکراریه..

عجب غلطی کردماااااااااااااااا

بزار یخده بفکرم... Hmm 2 

اهان مثلا عکس بچگیه نانسی عجرم خوبه؟ I've Got It 

یا مثلا عکسای ساسی مانکن و حسین مخته.....(اوق)

عکسای عاشقانه هم زیاد دارم.

بریم اولیشو ببینیم

 

 

 

 اینو ببینید تا نانسی حاضر بشه

 

 

اینم از نانسیه خودمون...

 

 

 

 

 

 نگا به الانش نکنید از همه دل میبره اگه عکسای

قبل از عملشو ببینید در جا سکته میکنید..

دهن که دهن نیست گاراژ بازه تا بنا گوش اصلا گونه نداره چشای اویزون...

دیگه بیشتر از این سنگ رو یخش نکنم..

سعی میکنم براتون پیداش کنم.

حالا عشقولانه

 

 

من چون عشق گیتارم اول اینارو میزارم...

 

 

 

حالا بریم از اون عکسا ببینیم

بزار ببینم مامانم خوابش برده..

 

 

 

 

 

 

نه بابا منتظر نباش ما از اوناش نیستیم.....

نگاش کن چش سفیدو چش مالیدی از اون عکسا ببینی؟

 

 

 

 

 

 

اینم اخریش

بسه دیگه من خسته شدم میخوام برم

ولی خوب بزنم به تخته همچین حال اومدید

جم کنید خودتونو امروز واسه اینکه وبلاگ از این

حالو هوا دراد از این کارا کردم از فردا دیگه این خبرا نیست

 

 

 

ببخشید دیگه

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

¤+*سهیلا*+¤

 

 

 

 

 

 

 





نويسنده: سهیلا مورخ: جمعه پانزدهم شهریور 1387 در ساعت: 2:56
|+|

من...............میرم......ولی

....سلام

خوبید.....؟

.......من

..............می خواستم بگم

..........دلم خیلی براتون تنگ میشه

..........شاید نتونم برای مدت طولانی به وبلاگ بیام.

............خیلی سخته بغض راه گلومو بسته ولی نمیتونم گریه کنم

...............حیف قدر لحظاتی روکه داریم نمیدونیم.

.................همه ی زندگیم تو حسرت میگذره

.............حسرت همه چیز همه چیز

..................حیف حتی نمیتونم تو این دنیا تنها باشم

..................خیلی سخته نتونی گریه کنی چون تنها نیستی چون دور و برت شلوغه

...اخ خدا نفسم بند اومده

............قلبم داره تند تند میزنه

..................قفسه سینه ام داره میترکه

..............من دارم میرم

.................راستی تارا جون یادت نره برای عزیزام اپ کنیا

.................اگر خبری از رضا بود برای بچه های گل وبلاگم بزار

...............درسته شما بی وفا ها اصلا نظرنمیذاشتید ولی من

کاش میدیم چیست

                                 انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

اه وقتی که تو لبخند نگاهت را

                                       می تابانی

                                                   بال مژگان بلندت را می خوابانی

                            اه وقتی که تو چشمانت

                                                          ان جام لبالب از جاندارو را

                                                   سوی این تشنه جان سوخته می گردانی

                              موج موسیقی عشق

                                                          از دلم وی گذرد

خوا یه شعر از کتابی که خیلی دوسش دارم براتون بذارم

نمیدونید این کتاب با من چه کرده تمام وجودم رو تسخیر کرده...........

.............شاید خیلی هاتون خونده باشید اسم رمانش غزال هست

............کتابش مال خودم نیست وگرنه تو اون وبلاگ میذاشتمش

حیف حیف.

فرصته من سر اومده باید برم

..........حسرتای زندگی هیچ وقت تمام شدنی نیستن

...............برام دعا کنید زود برگردم

شایدم اصلا نرفتم

معلوم نیست.

..............هیچی نمیدونم........هیچی.

...........فقط تو این مدت کوتاه اگر چیزی از من شنیدید حلالم کنید

..............خدانگهدار عزیزان من اما نمیشه باورم

خدانگهدار

............دست علی به همراتون

یا علی...........

 

 

 

 

 
 
   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
(*¤٪~سهیلا*٪¤~)
           

نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه ششم شهریور 1387 در ساعت: 4:9
|+|

یا صحب الزمان..........

یا صاحب الزمان ادرکنی

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک

باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

دست دعا برآرم و در گردن آرمت

گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی

صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب

بیمار بازپرس که در انتظارمت

صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار

بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت

خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد

منت پذیر غمزه خنجر گذارمت

می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار

تخم محبت است که در دل بکارمت

بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست

فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

در پای دم به دم گهر از دیده بارمت

مراسم اختتامیه تجلیل از خدام مسجد جمکران

باید ببخشید کیفیتتش خیلی خوب نیست

عکس خیلی گرفته بودم ولی کیفیت نداشتن

من گفتم این که یه کم بهتر از بقیسو براتون بزارم

ببخشید.........

مراسم خیلی قشنگ بود

اقایون خدام با شمع و خانوما با گل رفتن سمت مسجد

ولی من نتونستم تا اخرش

واسم برگشتم خونه.....

الانم سرما خوردم

خیلی باحاله تو اون زمستونه سدر ککم نگزید

الان تو این هوای مزخرف قم سرما خوردم

ببخشید اگر قلت املائی دارم

چه میشه کرد بی صوادیه دیگه..

به بذرگی خودطون ببشخید

قبلا گفته بودم نبخشیدم برام مسئله ای نیست

من تو این وبلاگ فقط به عذر  خواهی کردن میرسم.....

خلاصه جاتون خیلی خالی بود

کلیم شلوغ بود

باید صف اتوبوس جمکرانو میدید

تا چشم کار میکر ادامه داشت

صف نبود که ماشاالله.....

اخه چقدر جمعیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی تارا جونم خوش اومدی

درسته یارا جاش خالیه ولی تو هم خواهر اونی قبولت داریم

یارا جون خوشبخت شی

ببینم اقا داماد داداش مجردی چیزی نداره؟؟؟؟؟؟؟؟

خب دیگه من برم کپه بزارم

چه معنی داره دختر تا نصفه شب پا کامپیوتر؟؟؟؟

خجالت بکش

تو دور زمونه ما این چیزا نبود

باباهه اشاره میکرد میخوابیدیم

باید قالی میبافتیم

۱۳٬۱۴ سالگیم ازدواج میکردیم

یه خونوادرو میگردوندیم

دخترا این دور زمونه

حرف به گوش نمدن که.........

انگار با دیوار حرف میزنی

پاش بورو بکپ دختر

 

 

 

 

 

 

 

 

¤×*سهیلا*פ


نويسنده: سهیلا مورخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 در ساعت: 3:35
|+|

باز گشت یه گلی به نام سهیلا

سلام سلامی به گرمی تابستون ۸۷

به همه ی بچه های تکه وبلاگ

 که در نبود من خیلی سختی کشیدنو

کلی دعا و گریه کردن

که خدا سهیلا برگرده بازم برا ما اپ بکنه

حالا من برگشتم تلافی این مدت که اپ نکردمو در بیارم

تازه یارا جونم قراره از مسافرت برگرده

که اونم از اون اپای مشت براتون داره.

من یه سری مراسماتو به جا بیارم

درگذشت هنرمند بزرگ

خسرو شکیبایی رو به همه ی هنرمندا

و خانواده ی محترم ایشون تسلیت

میگم)شونصد سال بعد(

ولادت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل و امام زین العابدین(ع)

رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم

 

راسیتش بهتون قول اپ طولانی داده بودم درسته

الان حدود ۱ ساعت نشستم نوشتم اما کامپیوترم

ثبت نکرد

و خیلی مایه هستم

و دیگه مثل دلقکا نمیشینم ۳ ساعت بنویسم

راسیتش حدود ۳ هفته تلفونمون قطع بود

بعدشم رفتیم مسافرت اونم چه مسافرتی

همش تو ماشین بودم

من دیگه قیافم اینطوری بود

بعد از مسافرتم

اومدم دیدم داداش دست گل به اب داده

ورداشته شلنگو مستقیم انداخته تو کولر

یادشت رفته اب خونرو ورداشته

کامپیتره منم نزدیکه کولر اب رفته تو سیماش اتصالی کرده

داداش منگل منم کامپیوترو روشن کرده

برق گرفتتش

کیبوردم اتصالی کرده دیگه کار نمیکرد

خلاصه اینکه دو روزم کیبورد داغان بود این شد

که من کلا از دنیا عقب بودم

همین که اومدم اینترنت

عینهو ایناکه بار اولشونه اومدن اینترنت

صدتا پنجره باز کردم کامپیوتر

دیگه هنگ کرده بود

راستی دست اقای گلزارو کمیلی درد

نکنه همون

جنگ  من .تو نمیدونم چی چی

که برا کمک

به

به

به

اهان کم توانان ذهنی

درست گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اره؟؟؟؟؟؟؟

خیلی میدونمااااااااااا

شنیدم کلی قزوینیا ترکوندنااااااااااااااا

باباااااااااااااااااااااااا

بازم که اقای گلزار سرافراز فرمودن

با اون پیشنهاد قشنگشون

که ازشم خیلی استقبال شد

امیدوارم بازم موفق بشن بازم

ما طرفداراشونو سر افراز کنن

خدا کمکش کنه

واقعا به ما ثابت کردن ارزش حمایت دارن

واقعا ببخشید بچه ها اون اپم که نوشته بودم خیلی باحال شده بود اما

همش تقصیره این کامپیوتره

فلان فلان شدس

حالا نمیخوام چاک دهنو باز کنمااا

ولی بد منو مایه میکنه

باید به بزرگی خودتون ببخشید

نبخشیدید هم عیبی نداره مهم نیست

راستی شنیدید این روزنامه های سبز چی گفتن

بیکارناااااااااااااااااااااااااا

از الکی گفتن گلزار ممنوع التصویر شده

دروغ گوهااااااااااااااااااااااااااااااااا

خب حالا خونه کثیف خودتونو الوده نکنید

تا یه سلام دیگه

بابای

دست خدا به همراتون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیگه دنبال چی میگردی اکبر بیکار

میگم برو دیگه تموم شد

اخرشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عموجان دیگه چیزی نیست نگرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حالا ببینااااااااااااا

 

سهیلا


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 در ساعت: 18:34
|+|

با حضور محمدرضا گلزار،حامد كميلي،علی صادقي و... برپا مي‌شود؛
حمايت هنرمندان از كم‌توانان ذهني در جنگ «من و تو و ستاره‌ها»

گروهي از هنرمندان با حضور در جنگ «من و تو و ستاره‌ها» از كم‌توانان ذهني حمايت مي‌كنند. انجمن كم توانان ذهني با همكاري و حمايت مالي آموزشگاه سينمايي صورتگر ماه، جشن بزرگي را با حضور هنرمندان برگزار مي‌كند. محمدرضا گلزار، حامد كميلي، علي صادقي، امير تاجيك و مهدي مقدم از جمله ميهمانان برنامه‌اي هستند كه با نام جنگ «من و تو و ستاره‌ها» درانجمن حمايت از كم توانان ذهني با اجراي «رضا رشيدپور» برپا خواهد شد .هدف از برگزاري اين جشن، حمايت از افراد تحت پوشش انجمن كم توانان ذهني و توسعه فرهنگ سينمايي در شهرستان اعلام شده است. اين جشن درتاريخ 21 تيرماه 1387 دردوسانس 3 الي 5:30 و 6 عصر الي 7:30 عصر درسالن شهيد بابايي قزوين برگزار خواهد شد.


سلام خوبید بچه ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من اصلا خوب نیستم........................

اخه میدونید بهتون گفتم دارم رو اون عکسه کار میکنم

متاسفانه برنامم خراب شد

تازه میخواستم براتون اون عکس بالایی رو کوچیک کنم تا

وبلاگ راحت تر بالا بیاد ولی این

برنامه ی کوفتی خراب شد

فقط میخواستم بگم فعلا منتظر اون عکسه نباشید

یه چیز دیگه اینکه

اصلا از تعداد کامنتا راضی نیستم یعنی چی

میاید اینجا میرید یه کم به خودتون فشار بیارید دوتا دونه کامنت بزارید.

تنبلا

من میرم ولی باز تو بدون همیشه

یادتو از خاطر من فراموش نمیشه

خداحافظی


نويسنده: سهیلا مورخ: یکشنبه شانزدهم تیر 1387 در ساعت: 17:46
|+|

سلام سلام....

وای من اومدم بعد از چند وقت...

خوبید ؟خوشید؟سلومتید؟

چکار میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بدون ما خوش میگذره؟؟؟؟؟؟

اهان راستی تولک اقا حامد مبارک باشهههههههه....

تولد این ستاره ی محبوبو اول

 به یارا جونم بعدشم به همه ی

 طرفدارای خوبو سنگین رنگینش تبریک میگم.....

(به اون کلمه دقت کنید سنگینو

رنگین چی همه با هم بگید ببینم متوجه شدید سنگینو رنگین)

اباریکلا

خوب من ایندفعه اومدم  عکس از  رضا جونم براتون بزارم

اول عکس رضا در فیلم دوخواهر که تازه به دستم رسیده...

 

منبع:گروپ اختصاصی محمدرضا گلزار(تو لینکها هستش)

این عکس بالا اورجیناله ولی منتظر کار دست خودم باشید دارم رو این عکس کار میکنم یه باحالشو در بیارم

اخی ببین چقدر باحاله اخه دلتون میاد بگید موی بلند بهش نمیاد.

منظورم با کسایی که اخو اوخ میکننا بهتون برنخوره؟

اخه  میدونید رفته بودم سایت سینمای ما زمانی که اون عکس موبلنیاشو گذاشته بود

کلی اومده بودن نظر داده بودن اه چقدر

 گلزار زشت شدهو نمیدونم من چه احمقی بودم

 که عاشق این شده بودمو

از این جور حرفا جالبیش اینه که بیشترشونم دختر بودن......

این پسرای حسودم که(بعضیاشون سو تفاهم نشه)

وقت گیر اوورده بودن از همین جور

 کامنتا گذاشته بودن خلاصه ما

رفتیم اونجا کلی بهشون چیز گفتیم

 که خودتونو جم کنید اگر گلزار نبود

الان در سینمای ایران تخته شده بود.

خلاصه کلی اعصاب منو بهم ریخته بودن..

یه چیزم بگما این سایت سینمای ما کلا با گلزار لج داره

شیطونه میگه یکی رو بفرستیم هکش کنه تا انقدر

توش وراجی نکنن

بخدا اگر هک بلد بودم هکش میکرم

حیف حیف

میگن خدا میدونه چی رو به کوم بندش بده اینه هاااااااااا

فایده نداره باید این هک کردنو یاد بگیرم

ولی خدایی بعضی از خبراش به درد میخوره

وگرنه این سینمای ما مفت گرونه به گدا بدی قهر میکنه

تکو توک یه خبر درست حسابی اگر بزارن

این عکس کاره خودمه البته یکی از کارای خیلی سادمه زیاد روش کار نکردم

ببخشیدا خیلی سادس...

ولی عیبی نداره من میدونم شما هم میدونید همه جورش خوشگله.....

خوب دیگه سبک بازی بسه

دیگه باید برم

این داداش گیرم گیر داده بیا موهامو اتو بکش

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

اگر از همون روز اول براش نمیکشیدم دیگه الان گیر نمیداد انقدر

کارمون شده همین اتو کشی

یه روز باید کج دربیاری موهاشو یه روز باید سیخش کنی

اه بابا صبر کن دارم میام دیگه

اخه بدبختی انقدرم چشاش تیزه که حد نداره

یه ذره براش بد میکشما میگه اینجارو دوباره

بکش

تا پشت سرشم میبینه

اه صب کن دارم میام دیگه اینم وقت گیر اوورده

حالا که من دارم اپ میکنم

خب دیگه من باید برم

بای تا های

سهیلا


نويسنده: سهیلا مورخ: جمعه چهاردهم تیر 1387 در ساعت: 21:18
|+|

مادر

مادر!

مادر سر چشمه گیتی...

غنچه ای در سبزه زار زیبای طبیعت شکفت و کلمه ی مادر ، در پهنه گلبرگان سرخ آن او که همچون خون مادر است ، بیرون جهید و خود را در آسمان بیکران آبی  سوار بر بال پرنده محبت دید.

آری! به راستی مادر کیست که گیسوانش هم چون گیسوان فرشته طلایی است؟ مادر کیست که زمزمه محبتش لالایی اوست؟

مادر آنست که گهواره چوبین فرزندش را از لابلای صخره ها و از میان آبشارها و صدها گل زیبای یاسمن بیرون می کشد و با دستان مهرآمیزش آن را تکان می دهد...

مادر آنست که اشکش همچون شبنم بر قلب گلبرگ ، گل عشق است، صدایش هم چون مرغ غزل خوان در طبیعت است و بوسه اش همچون نور خورشید بر سبزه زار است و استواریش همچون کوهی بر دل خاک...

روزت را ارج می نهم و بوسه میزنم بر جای پایت.

 

مادرم:
قدمهایت را بر روی چشمانم بگذار، تا چشمانم بهشت را نظاره کنند.

 

چون هستي من ز هستي توست        تا هستم و هسـتي دارمت دوست

مادر گوهر گرانبهايی است؛بی مثل در آفرينش

در بيابانی دور
که نرويد جز خار
که نتوفد جز باد
که نخيزد جز مرگ
که نجنبد نفسی از نفسی
خفته در خاک کسی
زير يک سنگ کبود
در دل خاک سياه
ميدرخشد دونگاه
که به ناکامی از اين محنت گاه
کرده افسانه هستی کوتاه
باز ميخندد مهر
باز ميرقصد ماه
باز هم غافله سالار وجود
سوی صحرای عدم پويد راه
با دلی خسته و غمگين همه سال
دور از اين جوش و خروش
ميروم جانب آن دشت خموش
تا کشم چهره بر آن خاک کبود
تا دهم بوسه برآن خاک سياه
وندر اين راه دراز
ميچکد بر رخ من اشک نياز
ميدود بر دل من زهر ملال
منم اکنون و همان راه دراز
منم اکنو و همان خاک سياه
مادر ای مادر خوب
اين چه روحيست عظيم
که پس از مرگ نگيرد آرام

 

مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

 

 روز مادر و زن بر تمامي مادران و همسران مبارك

 

مادر عزيز در برابرت كويري تشنه هستم
ودر انتظار باران محبتت غنچه اي هستم در دستان گرم تو

كه با اشكهاي پاكت سيراب مي شوم .
در درياي بي كران چشمانت پاكي وعشق را ديده ام و مي خواهم

 چون كبوتري سبكبال در پهنه اين آسمان پرواز نمايم .

و اكنون از تولد مهر صداي بلبلان ترانه ساز زمين است و

اين ترانه نوايي است كه قلب هاي آدميان را به تپش وا مي دارد.
پس مادر اي مهربان ترين پيوند ، هستي ام به عشق تو زنده است

 و رأفتت و شهامتت در قلب انسانيت حك شده است.

و تو را اي ُدرج بينواي  مرواريد خِرد
چگونه بايد در اين بُرهه از زمان نمايان ساخت

كه قصه شجاعت و ايمانت از تمام شمع ها فروزان تر است

روزت را همواره ارج مي نهيم

و رايحه ايثار و محبتت را در جانمان مي ستاييم
.

تقدیم به ماد عزیزم

و همه ی مادر خوبه دنیا

وهمچنین یه تبریک ویژه به مادر رضا گلزار عزیز

منبع:گروپ اختصاصیه محمدرضا گلزار

اینم عکس رضا در هتل المپیک(برا مامانت چی خریدی؟؟؟؟؟

یه تشکر ویژه از یارا جونم میکنم

به خاطر اون متن زیبایی که با صدای قشنگ رضا خونده شد ومن  ندیدم چون اصفهان بودم

خونه ی یکی از دوستامون و فقط تونستم قسمت ابتدای برنام رو ببینم بعد از سال تحویلم که اقای احمدی نژاد صحبت کرد بابای منم گیر داد پاشید بریم سمت شیراز منم حالا میخواستم رضارو ببینم ای حرصم گرفته بود اخرشم کار خودشو کرد و من نتونستم ببینم که اقا رضا چی خوند ای خدا اینم از شانس ما..

و در مورد روز مادر دست مادرمو از همین جا میبوسم و بعد از اونم به همه ی مادرای عزیز تبرریک میگم

مخصوصا مادرای ایران

دوستون دارم

بای

سهیلا


نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه پنجم تیر 1387 در ساعت: 16:40
|+|

سلااااااااااااااااااااااااام!

سلام به همه ی گلای خوشگل گلزاری خوبیدددددددد؟(مثل ای مجری برنامه کودکا حرف میزنم)

بیاید ببینید چی براتون دارم!!!!!!!!!!!!!

توووووووووووووووپ

برید حالشو ببرید....

عکس جدید از از فیلم در حال ساخت۲خواهر با گریم متفاوت رضای عزیز

ببینید...............

واییییییییییییییییییییی

بریم بعدی.....

 

الهیییییییییییییییییییییی

راستی این عکسا مخفی گرفته شده به کسی نگیداااااااااااااااا

عکس‌هایی که می‌بینید از پشت صحنه فیلم «دو خواهر» و گریم متفاوت محمدرضا گلزار در این فیلم گرفته شده.«دوخواهر» به کارگردانی محمد بانکی از جمله‌ فیلم های پر ستاره‌ای امسال است که امید زیادی پرفروش شدن‌اش می‌رود.

الهی این فیلم هم خوب بشه تا رضا دست مزد این همه تلاششو ببینه....

و تازه پوز این منتقدان رو هم بزنه که انقدر میگن کاره متفاوت نداره کاره متفاوت نداره..

من بی صبرانه منتظر اکران این فیلم هستم..........

با امید موفقیت رضا گلزار نازنین...

خدانگهدارتون..(وای دوباره من جو گیر شدم مجری ای حرف زدم)

باباییییییییییییییییییییییی


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه سی ام خرداد 1387 در ساعت: 22:18
|+|

سلام به همه ی دوستای گلزاریم!

چطورید؟خوبید؟

منم خوبم نگرانم نباشید

راستش چیزه خاصی برای گفتن ندارم فقط خواستم اولین اپ رو بکنم.شما میاید به وبلاگ خالی بر نخورید

 

......

لحظه ای به من نظری بینداز...

ببین من عاشق را
....
ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم
....
ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم و تنها آرزویم رسیدن به تو است
....
لحظه ای به من نظری بینداز
....
ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ، مرا باور کن ، تنها تویی در قلب تنهایم
!
این قلب تنها ، لحظه به لحظه به یاد تو هست
...
ببین مرا که از همه عاشقترم ، عاشق تو و آن قلب مهربانت
....
از همه دیوانه تر منم ، این منم که دلم میخواهد و آرزو دارم تو برای من باشی
!
دلم میخواهد تا ابد برای من باشی و تنها عشق جاودانه ام باشی
....
در میان اینهمه عاشقان لحظه ای نیز به من نگاه کن
....
یک لحظه به من نگاه کن تا ببینی از همگان مجنون ترم
...
مجنون تو ، مجنون آن چشمهای زیبایت ، دیوانه آن قلب پاکت
....
بیا با هم عاشقترین باشیم ، در میان همگان صادق ترین باشیم
....
ببین من دلشکسته را که شب و روزم یاد تو و ذکر نام تو است
....
مرا باور کن ، این عشق مرا گرچه حقیر است ولی باور کن
....
باور کن که همین عشق حقیر ، پاکترین و واقعی ترین عشق روی زمین است
...
با اینکه میدانم نگاهت به سوی کسی دیگر است ، بیا و لحظه ای نیز نگاه به من کن
!
نگاه کن تا بفهمی عاشق واقعی کیست
!
او که تو را از همه بیشتر دوست دارد و تنها آرزویش رسیدن به تو است منم
!
او که رسیدن به تو را برابر با خوشبختی میبیند منم
!
او که میخواهد بعد از رسیدن به تو دنیا را به نامت کن منم
!
این منم که عاشقم ، لحظه ای به من عاشق نظری بینداز
....
به خدا خیلی دوستت دارم و یک لحظه نیز طاقت ندارم قلبت برای کسی دیگر باشد
!
آرزو دارم آن قلب مهربان و پاکت برای منی باشد که تو تنها آرزویش هستی
!
فقط یک بار بگو که برای منی ،تا یک عمر احساس خوشبختی کنم
!
فقط یک لحظه برای من باش ، تا یک عمر امیدوارانه و عاشقانه به عشق تو زندگی کنم
!
باور داشته باش که خیلی دوستت دارم ، تنها کافیست لحظه ای مرا باور کنی
!
بیا با من باش تا غروب زندگی ام به پایان برسد و سپیده عشق در قلبم طلوع کند
!
بیا با من باش تا سپیده آخر ..... لحظه ای که میفهمی از عشقت مرده ام

چالوسی ها چالوسی ها

مژده مژدهتیم هنرمندان (هنر پارسه)قراره با کاپیتان خوش قلبش یعنی محمد رضا گلزار

پنجشنبه ۳۰خرداد در یک بازی خیرخواهانه دوباره به میدون بره.

ماشاالله ماشاالله رضا جونم امیدوارم موفق باشی.

عجب خوش به حالتونه چالوسی ها.

حیف تو این قم خراب شده هیچکس پا نمیزاره. 

قربونه حضرت معصومه برم ولی من واقعا از این شهر متنفرم.

ولی شما چالوسی ها باید به جا ما بترکونیدااااااااااااااااااااا.

بگذریم انشاالله اینارم میدونید که الان رضاجون تهران هستند و دارن اخرین روزای بازی در

فیلم ۲خواهر رو میگذرونن و دیگه تو گروه دارکوب فعالیت نمیکنن.

میدونید هاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!

اینم عکس از سایت اختصاصیه اقا رضا برداشتم.حتما برید عضو بشیداااااااااااااا!

البته من میدونم همه گلزاریا تو سایتش عضون حالا شما جدی نگیرید من چی گفتم

خوب دیگه با اجازه من رفع زحمت کنم. راستی میخواید شعر عاشقانه ای چیزی دستم اومد براتون بزارم؟

نظر بدید

میدونید من یه فکری دارم میگم اون وبلاگ خودمو عاشقانه کنم اینو بزارم برای رضا جون خوبه؟

دلم میخواد نظر بدید کمکم کنید به نظر شما این کارو بکنم؟

اخه نمیشه هردوش برای رضا باشه این طور تکراریه؟

بازم منو راهنمایی کنید

باشه باشه باشه باشه

بوس بوس


نويسنده: سهیلا مورخ: سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 در ساعت: 3:47
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+