تبليغاتX
Super stars


Super stars





درد و دل


آثار بجا مانده از دوتا عاشق


نويسندگان


دوستان گلم


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

خدا جونم به امید تو...

سلام...

سلام...سلام...

حالواحوال؟؟؟

طاعاتتون قبول باشه ایشالا...

والا امروز حرف جدیدی ندارم فقط یه چارتا عکس میذارم ببینید ...

امیدوارم بپذیرید...

خب شروع مینماییم:

اینا عکسای زنده رودن....

زنده رود اسم برنامه ی استانی شهر اصفهان بود...

که توی آخرین شب اجراشون از جناب کمیلی که اصفهان تشریف داشتن دعوت به

عمل میارن که رونق بدن به برنامشون...

یادم نیست اینا رو از وب کی گرفتم ...

خدا کنه راضی باشه ...

خب دیگه من برم...

فقط اینکه جناب گلزار توی سینمای ایران یه فوق ستاره ست...

اونی که نمیدونست بدونه...

تارا ستاره ی سرزمین اژدرا

 

 


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 در ساعت: 11:47
|+|

سلام سلام

 مهسا جونم خوش اومدی عزیزم امیدوارم موفق باشی

سلام خوبید؟

منم هی بدک نیستم

تلفونمون بالاخره قطع شد من بدبخت الان اومدم کافی نت....

من نمیتونم زیاد بمونم

راستی از رضا چه خبر؟؟؟؟؟؟؟

من که خبری ندارم

 راستی عید فطر دوخواهراکران میشه

خوش به حال تهرانی ها....

توی قم که خیلی طول میکشه بیاد

حالم از این شهر به هم میخوره

گلهای خوشگلم من

دیگه باید برم

سر سفره ی افطار مارو دعا کنید

موفق و پیروز باشید...

یا علی

 

بای

 

 

 

 

 

 

 

 

~*¤سهیلا¤*~


نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 در ساعت: 18:0
|+|

سلام بچه ها من نویسنده ی جدید هستم.

اسم من مهساست امیدوارم دوستای خوبی برای هم باشیم.

درباره ی سیاوش خیرابی میخوام براتون بنویسم..

تا بعد...

 

 


نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه بیستم شهریور 1387 در ساعت: 11:44
|+|

گلشیفته فراهانی در هالیوود!!!!!!!!!!

                  

¤*گلشیفته در هالیوود*¤

 

wOoo0oOW

جدید ترین عکس گلشیفته فراهانی در هالیوود....

اینه

امسال، به طور يقين سال "گلشيفته فراهاني"؛
بازيگر جوان سينماي ايران است.
او در جشنواره فيلم فجر براي ايفاي نقش
در دو فيلم نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن شد
 و هم اکنون اين دو فيلم بروي پرده سينماهاست. سال گذشته نيز در فيلم آمريکايي"Body of Lies"
در کنار بازيگران سرشناس هاليوودي بازي کرده و قرار است
اين فيلم 19 مهرماه سال جاري در سينماهاي سراسر دنيا اکران شود.


به گزارش برنا، «گلشيفته فراهاني»

 بازيگر جوان سينماي ايران در فيلمي به کارگرداني

"رايدلي اسکات" در کنار بازيگراني چون

 "لئوناردو دي کاپريو" و "راسل کرو"

از ستارگان سينماي هاليوود به ايفاي نقش پرداخته است.

گويا گلشيفته فراهاني در اين فيلم نقش يک پرستار را ايفا مي کند

 البته به نظر مي رسد او در نقش يک پيشخدمت عرب بازي کرده است.

 
وي سال گذشته که در آمريکا بوده اين فيلم را بازي کرده است.
اين فيلم بر اساس رماني
از ديويد ايگناتيوس(نويسنده واشنگتن پست) ساخته شده
و درباره يک افسر سيا به نام راجر فريز(دي کاپريو) است
که با تروريسم مي جنگد و در سفر به
 عراق نقشه اي کشيده تا يکي از سران تروريست را دستگير کند.
 اد هافمن (راسل کرو) رئيس سازمان سيا
 با همکاري دستيارش راجر فريس (دي کاپريو)،
 با طرح يک نقشه دروغين، بمب گذار القاعده
 با آمريکائي ها تباني مي کند و قصد فريب رهبر القاعده را دارند.
 
در اين فيلم همچنين بازيگران مسلمان ديگري چون بيژن دانشمند،
علي سليمان، عمر بردوني، مهدي نبو و علي خليل نيز بازي کرده اند.


فيلم "Body of Lies" يا "بدن دروغين" 10

 اکتبر(19 مهرماه سال جاري) در سينماهاي سراسر دنيا اکران خواهدشد.

ريدلي اسکات کارگرداني اين فيلم را برعهده دارد.

همچنين ويليام موناهان و ديويد ايگناتوييس نويسندگان اين فيلم هستند. 
 

البته گفته مي شود، بعد از اين فيلم بازي

 در فيلم جديد ديگري نيز به فراهاني پيشنهاد شد

كه در زمان خروج از كشور به وي اطلاع دادند كه ممنوع الخروج است

و دليل آن نيز گويا اين موضوع است كه وزارت ارشاد اعلام كرده،

 بازيگران براي بازي در فيلم هاي خارجي بايد اجازه نامه رسمي بگيرند.

فيلمبرداري فيلم سال گذشته آغاز شد و بخش هاي

مربوط به اردن در شهر رباط؛ مراکش فيلمبرداري شده است.

 گفته مي شود، بعد از انتخاب گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم،

 سازندگان آن تغييراتي در فيلمنامه اوليه انجام داده اند

 تا حضور فراهاني در فيلم با موازين خاص حقوقي و قانوني کشور در تضاد نباشد.

 
بسياري پيش بيني کرده اند، اين فيلم يکي
 از بخت هاي مسلم اسکار 2009 است.
 اسکات کارگرداني فيلم هايي چون
"گلادياتور"، "هانيبال" و "1492: فتح بهشت" را به عهده داشته
و تا به حال چندين بار نامزد جايزه اسکار بوده است.

.

سلام

اخ جیگرش

این حقه گلشیفته بود که بره هالیوود من که خیلی دوسش دارم . 
very happy
Custom Smiley
 

امیدوارم موفق باشه 

خب دیگه

بابای

 

 

نظر یادتون نرهههههههههه


 

 

 

 

 

 

 

×*¤سهیلا¤*×



نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه بیستم شهریور 1387 در ساعت: 0:12
|+|

بدو بدو نانسی

سلام سلام

دیدید من چه زود اومدم.

اومدم برا اولین کار به قولم عمل کنم عکسای قبل از عمل نانسی رو براتون بزارم

خیر سرمون مثلا اینجا برا گلزارو کمیلیه

البته تارا مقصر نیست من دارم اینجارو اینطوری میکنم

خب چه کنم دیگه میخوام از این بی روحی در بیاید یه کم نظر بذاریم بد نیستا

 

خب دیگه زیاد حرف نمیزنم میخوام برم سحری بخورم

 

 

هههههههههههههههه

چیز تابلویی بوده هاااااااااااااااااا

  

یا خداااااااااا

این چیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

اهان بابا حالا شد اون که نانسی نبود

ولی خدایی قبول دارید الانم با یه من ارایش این شکلیه

 اگه ارایششو پاک کنه همون شکلی میشه

 Girl  Shy Girl  والا من از اون خوشگل ترم دیگه

دیگه اینجا از این خبرا نیستا

اخه ناسلامتی ما اینجارو برا دوتا سوپر استار تاسیس کردیم

یه کم ناخوش اگه از این عکسا بزارم

 No اسرار نکنید عکس میخواید اون وبلاگم

 No   No No No اصلا

 Yes  Yes اره اصلا عکس میخواید اون وبلاگم...

  Good Idea پس تصویب شد عکس اون وبلاگ اینجا برا دوتا جیگر باقی میمونه

 

من الان سحری خوردم نمازم خوندم باید برم بخوابم تا فردا بعد از ظهر

ادرس اون وبلاگ تو لینکا هست اینجا هم براتون میزارم

www.nahaiat.blogfa.com

OK? 

 پس صبحتون بخیر من رفتم بخوابم

 Morning

  Wake Up 

 

 

 

 

 

 

 

*+سهیلا*+




نويسنده: سهیلا مورخ: یکشنبه هفدهم شهریور 1387 در ساعت: 6:5
|+|

شروعی برای من

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بابا اینجا چه خبره چرا انقدر سوتو کوره مگه

من مردم کسی تارا رو تحویل نمیگیره....

بیا تارا جونم خودم تحویلت میگیرم ادرس بده.....

اه اه اه جم کنید خودتون بی ذوقا حالمو بهم زدید

بابا تا ما گفتیم دیگه نمیایم تارا هم اینجارو تعطیل کرد؟

مارو باش رو دیوار کی داریم یادگاری می نویسیم.

من تازه به تار میگفتم اگه خبری از رضا بود برا

 بچه ها بزار نمیدونستم دیگه این بنده خدا از ما بدتره.

بابا من اون شب دپرس بودم اومدم اون چیزارو گفتم

البت نه اینکه فک کنید چاخان کردما نه!

من اصلا کلو هم با چاخانو خالی بندی مخالفم ولی خب چه کنیم

 راسیتش قراره باباهه پول تل فونو نده قطع بشه

 اخه من بد خوره ای هستم یعنی میرم تو اینترنتا بیرون اومدنم با خداست

 واس خاطر همین پول تل فون یه نموره زیاد از حدش که

 باید میومد اومد بابای ماهم قاطی کرد گفت پولشو

 نمیدم تا قطع شه منم اونشب یخده حالی به حالی بودم

اومدم اونطوری گفم

امشب دیگه به خودم گفتم دختر چرا نشستی

عزا ماتم گرفتی تلفون که هنوز قطع نشده

 پاشو برو ببین چه خبره

اومدم اینجا دیدم بع بابا تارا از ما بدتره در

 اینجارو ببندیم که بهتره(شعرو حال کن)

خلاصه این شد که استینارو بالا زدم شروع کردم به

نوشتن همچین بگی نگی یه حالی بتون بدم.

صبر کنید حالا

انگار یه چیزی باید میگفتم !!!!!باید تبریک میگفتم!!!!

یه چیزی رو باید تبریک میگفتم!!!!؟

اهان یادم اومد....

ماه نزول قران مبارک باشه(اخه تو رو چه به این حرفا)

همون ساده ترش نماز روزه هاتون قبول باشه....

راستی مردسا هم که چند وقت دیگه واز میشه چشمتون روشن

(ننه نخند بی سواتیه دیگه)

اه اه اه اه دوباره مدرسه

صبح خروس خون باید پاشیم بریم مدرسه

 

صبح با صدای نالون مامان از خواب بلند میشی

 میری توالت یه نیم ساعت سر توالت چرت میزنی

بعد صدای مامان در میاد بچه اون تو چیکار میکنی بیا گمشو بشین صبونتو بخور

 مدرست دیر شد لنگو لنگون میای سر صفره با

گلوی خشک پنیر زرد سه ماه مونده که مثل سنگ صفته

با نون لواش بیات میخوری برا اینکه از گولوت

 پائین بره یه چایی کهنه دم تازه چوش که با اب خنک فرقی نمیکنه ردش میدی پائین

بعدشم چش بسته راه مدرستو میگیری میری سه

 ساعتم تو حیاط مدرسه باید به حرفای

چرت و پرت ناظم و مدیر مدبر گوش کنی بعدشم

 یه اهنگ مسخره برا اینکه سرحال بشی میزارن

کله سحر بهاش ورزش کنی کاش همین جا تموم میشد

 داستان وقتی شروع میشه که میری سر کلاس...

سه زنگ با هرکدوم از دبیرا باید کلاس معارفه برگزار کنیو

باید جدو ابادتو که چی بودیو چی هستیو چی میخوای

 بشی معرفی کنی بعد از اونم چون ماه رمضونه و معلما

مثلا خودشون میخوان مهربون باشن لطف میکنن بهت

اجازه میدن تعطیلات تابستونتو بلند برا بچه ها تعریف کنی بعد

 از همه ی این مسائل تازه داری از خواب بلند میشی که زنگ میخوره

 باید پاشی بری خونه دوباره فردا روز از نو روزی از نو....

اه اه اه.....

دوباره گرفتاری شروع شد......

ولی خدایی از شوخی گذشته مدرسه خیلی حال میده اخ دلم لک زده واسه شیطونی

دوباره جیغ دبیرا.پشت در دفتر.مورد انضباطی وای خدا جون چه حالی میده.

 

راستی برو بچ هرچی خواستید بگید خودم

 براتون جورش میکنم منظورم عکسه.

راستشو بخواید من بلد نیستم چطور باید چیزی

 رو برا دانلود بزارم وگرنه خودم نوکرتون بودم

هر چی میخواستید براتون میذاشتم.

میگم حالا که من از این کارا بلد نیستم شما هم دیگه انقدر بی ذوق نباشید

 ما دانلودو بلد نیستیم دیگه بلدیم عکس بزاریم که ....

اینطوری بتون بگم اگه چیزی خواستید رو در واسی نکنید

به خودم بگید براتون میزارم.

البت باید با تارا هم مشورت کنم بیبینم اون راضیه تو

 این وبلاگ عکسای دیگه گذاشته بشه یا نه...

اگر راضی نبود بازم شکلی نیست بیاید اون

 وبلاگ بگید براتون ردیفش میکنم.

حالا امروز چون همچین اینجا یه نموره سوتو کوره و خیلی یکنواخت شده

 من میخوام براتون عکس بیزارم.

  حالا چی بزارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟Hmm

اخه میدونید عکسای رضا و حامد همشون تکراریه..

عجب غلطی کردماااااااااااااااا

بزار یخده بفکرم... Hmm 2 

اهان مثلا عکس بچگیه نانسی عجرم خوبه؟ I've Got It 

یا مثلا عکسای ساسی مانکن و حسین مخته.....(اوق)

عکسای عاشقانه هم زیاد دارم.

بریم اولیشو ببینیم

 

 

 

 اینو ببینید تا نانسی حاضر بشه

 

 

اینم از نانسیه خودمون...

 

 

 

 

 

 نگا به الانش نکنید از همه دل میبره اگه عکسای

قبل از عملشو ببینید در جا سکته میکنید..

دهن که دهن نیست گاراژ بازه تا بنا گوش اصلا گونه نداره چشای اویزون...

دیگه بیشتر از این سنگ رو یخش نکنم..

سعی میکنم براتون پیداش کنم.

حالا عشقولانه

 

 

من چون عشق گیتارم اول اینارو میزارم...

 

 

 

حالا بریم از اون عکسا ببینیم

بزار ببینم مامانم خوابش برده..

 

 

 

 

 

 

نه بابا منتظر نباش ما از اوناش نیستیم.....

نگاش کن چش سفیدو چش مالیدی از اون عکسا ببینی؟

 

 

 

 

 

 

اینم اخریش

بسه دیگه من خسته شدم میخوام برم

ولی خوب بزنم به تخته همچین حال اومدید

جم کنید خودتونو امروز واسه اینکه وبلاگ از این

حالو هوا دراد از این کارا کردم از فردا دیگه این خبرا نیست

 

 

 

ببخشید دیگه

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

¤+*سهیلا*+¤

 

 

 

 

 

 

 





نويسنده: سهیلا مورخ: جمعه پانزدهم شهریور 1387 در ساعت: 2:56
|+|

خیلی تحویل میگیرینا........
 

منم میخوام کوله بارمو جم کنم برم...

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

الکی گفتم

آپ جدید نداشتم

سرت کلا گذاشتم


نويسنده: سهیلا مورخ: یکشنبه دهم شهریور 1387 در ساعت: 19:52
|+|

من...............میرم......ولی

....سلام

خوبید.....؟

.......من

..............می خواستم بگم

..........دلم خیلی براتون تنگ میشه

..........شاید نتونم برای مدت طولانی به وبلاگ بیام.

............خیلی سخته بغض راه گلومو بسته ولی نمیتونم گریه کنم

...............حیف قدر لحظاتی روکه داریم نمیدونیم.

.................همه ی زندگیم تو حسرت میگذره

.............حسرت همه چیز همه چیز

..................حیف حتی نمیتونم تو این دنیا تنها باشم

..................خیلی سخته نتونی گریه کنی چون تنها نیستی چون دور و برت شلوغه

...اخ خدا نفسم بند اومده

............قلبم داره تند تند میزنه

..................قفسه سینه ام داره میترکه

..............من دارم میرم

.................راستی تارا جون یادت نره برای عزیزام اپ کنیا

.................اگر خبری از رضا بود برای بچه های گل وبلاگم بزار

...............درسته شما بی وفا ها اصلا نظرنمیذاشتید ولی من

کاش میدیم چیست

                                 انچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست

اه وقتی که تو لبخند نگاهت را

                                       می تابانی

                                                   بال مژگان بلندت را می خوابانی

                            اه وقتی که تو چشمانت

                                                          ان جام لبالب از جاندارو را

                                                   سوی این تشنه جان سوخته می گردانی

                              موج موسیقی عشق

                                                          از دلم وی گذرد

خوا یه شعر از کتابی که خیلی دوسش دارم براتون بذارم

نمیدونید این کتاب با من چه کرده تمام وجودم رو تسخیر کرده...........

.............شاید خیلی هاتون خونده باشید اسم رمانش غزال هست

............کتابش مال خودم نیست وگرنه تو اون وبلاگ میذاشتمش

حیف حیف.

فرصته من سر اومده باید برم

..........حسرتای زندگی هیچ وقت تمام شدنی نیستن

...............برام دعا کنید زود برگردم

شایدم اصلا نرفتم

معلوم نیست.

..............هیچی نمیدونم........هیچی.

...........فقط تو این مدت کوتاه اگر چیزی از من شنیدید حلالم کنید

..............خدانگهدار عزیزان من اما نمیشه باورم

خدانگهدار

............دست علی به همراتون

یا علی...........

 

 

 

 

 
 
   
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
(*¤٪~سهیلا*٪¤~)
           

نويسنده: سهیلا مورخ: چهارشنبه ششم شهریور 1387 در ساعت: 4:9
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+