تبليغاتX
Super stars


Super stars





درد و دل


آثار بجا مانده از دوتا عاشق


نويسندگان


دوستان گلم


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

اینم از بیوگرافی...

سلامم به گرمای دستت ای دوست

دلم لحظه ای با دلت روبروست

بگو عاشقی تا سلامت کنم

تمام دلم را به نامت کنم

     

حال تون چطوره؟روبه راهین؟

وووووووووووووووووووواااااااااااااااااااااااااااایییییییییییییییییییییییییییی

دیگه واقعا خسته شدم

اینکه هر روز به خودم وعده میدم

فلان کارو میکنم

اینجوری میکنم اونجوری میکنم

وتا آخرشب با آرزوهام سروکله میزنم

ودست آخرروونه ی فردا شون میکنم

و فردا بازروزازنو روزی از نو

استقلال نداشتن بد دردیه

بی همتی بدتر

اینکه ندونی چار سال عمری که داریو به ساز کی برقصی

و چطور رفتار کنی که بابا یا مامان ازت نرنجه

عذابه به خدا

موندم سر درگم که درست چیه غلط چی

هر کی یه چیزی میگه

یکی میگه هر جور دلت میخواد زندگی کن

بعد خودش میاد میچسبه ور دلت

که این آره این نه

یه آرزوی بزرگ دارم که شده همه ی زندگیم

و مطمئنم اگه واقعا بخوام بهش میرسم

ولی در عین حال خیلی چیزا رو از دست میدم

بین یه هزار راهی موندم

که اگه راه رسیدن به آرزومو انتخاب کنم

اول از همه دل بابام میشکنه

اااااااااااااخخخخخخخخخخخخخخخخ

که خسته شدم از این دنیا

ازاین جایی که به زبون میگن اختیار هر کس دست خودشه

و در عمل به بهونه ی بچگی و بی عقلی

افسارتو میگیرن دست خودشونو

به هر طرف که دل خودشون خواست میکشوننت

بی توجه به اینکه اسم تو هم آدم در رفته

بین خلق الله

     

خلاصه اینکه عجیب سردرگمم

 

بعداین ذکر مصیبت

ایندفه میخوام بیوگرافی آقای کمیلی رو بتایپونم واستون

حامدکمیلی :

خب آدم خوبیه؛

چون خدا دوسش داره

چون آدم چشم و دل پاکیه

چون چهرش نور داره

چون سنگینه

مهربونه

باخداس

محترمه

و هزارتا دلیل دیگه

متولد سال سگ (1361)

یه چیزی بگم؛سگ و اژدهااصلا با هم سازش ندارن

اگه ایشون نیان وبلاگ ما حق دارن

  

میگفتم ؛

متولد

قلم / خرچنگ / سگ

اصفهانین...وای که چه شهرقشنگیه

شایدباورتون نشه هنوز اصفهان نرفتما ولی عشق اونجام نیدونم چرا

باباوبابای باباشونم هنرمندن؛از نوعی دیگر

مامانشونم نمیدونم فکرکنم خونه دارباشن

و احتمالا چادری

دوتا داداش دوقلو دارن

به نام احسان وایمان

که خب یکی وسط تغاره

یکی هم ته تغار

منظورم اینه که داداش حامدشون بچه اوله

یه عکس دارم ازشون گمون کنم دیدین ولی میذارم باز ببینید

 

فکرمیکنم اونوریه ایمانه اینوریه احسان؛ هان؟؟؟

یارا که میگفت اونی که زودتر به دنیا اومده احسانه

( یعنی اونی که اونور نشسته )

اونی هم که بعدش به دنیا اومده ایمان

(یعنی اون یکی دیگه )

منم گفتم میدونی من چی میگم

این ایمان

اینم احسان

بعد دیدیم نه!مسئله پیچیده تر از اونه که فکرشو میکردیم

بعدکلی چکوچونه

نشستیم به شورومشورت...

ودر نهایت

به این نتیجه رسیدیم که :

هم اکنون نیازمند یاری سبز مامانیم !!!

مامانی هم لطف کرد و در پاسخ به سوالمون گفت

ببینید گل دخترای من؛دوتا احتمال وجود داره

واون اینکه : این احسانه اون ایمان یااینکه این ایمانه اون احسان

با اینکه پاسخ مامان خیلی به حدسیات من نزدیک بود

در عین حال پرده از خیلی ابهامات ما برداشت

اما.........

به مدد راهنمایی های جناب ایکی یوسان

هنوز انگشت به کله در حال تفکریم !!!

  

به هرحال ضمن یه تشکرویژه از مامان ؛

مهم اینه که دو تاشون داداشن مثل داداششونم عزیزن واس ما طرفدارا

(معلومه دیگه سمت چپیه احسان سمت راستیه که کوچیکتره ایمان)

این سه تا داداش خیلی همدیگه رو دوس دارنو کلی هم با همدیگه رفیقن

خوش به حالشونا(ماشالا ماشالا.........)

این یارا که هر جا ما رو دید خفتمونوچسبید،یکی هم زد پس کلمون

که من از تو اژدهاترم جوجه اژدر!!!!!!!!!

   

رشته دبیرستانشون ریاضی بوده

سرکلاس حواسش جمع بوده درسوهمون جا یاد میگرفته

نمره هاشم خوب بوده تا اونجا که به خاطر شیطنت

اگه حرف از اخراج می افتاده تو دهن آقای ناظم مدرسه شون

همین نمره های خوب به دادش میرسیدن

دانشگاهم که سه سالونیم نرم افزار میخونن

بعد رشته شونو تغییر میدن به مدیریت بازرگانی

الانم که فوقشونودارن میخونن

عشق تئاتر.........از15،16سالگی رو آوردن بهش

عجیب اهل مطالعه هستن خصوصا کتابای روانشناسی

تواکثر صحبتاشون چندتاجمله هم ازحرفای آدمای بزرگ وارد میکنن

به خصوص وین دایر (روانشناسه)

تو یکی از وبلاگا خوندم از میون گلا به گل ارکیده علاقه دارن

یه جای دیگه هم نوشته بودازتوعطرا سوفارو ترجیح میدن

و میدونم که ازتو رنگابنفش،از میون نقشا نقشای خاص،

از تو ورزشا بستکبال و شنا وازفصلا فصل انارومدرسه

(یعنی پاییز)

ازبین تئاتر سینما تلویزیون ،گفتم که تئاتر ولی گفتن

به شرایط هم بستگی داره ... یعنی اگه از سه تاش پیشنهاد داشته باشن

دیگه باید سبک سنگین کنن دیگه

ماشینشون پاتروله،

رفیق فابریکا:محمدرضاگلزاروشهاب حسینی

گمون کنم از بین خانومای بازیگر کارای گلشیفته رو دنبال میکنن

ازخارجیا آل پاچینو و شون پن

از ایرانیای آقا پرستویی،کیانیان،مرحوم شکیبایی

کارگردان :کیمیایی ومرحوم ملا قلی پور

همین الان دو تا فاتحه بخونید نثار روحشون کنید

بااینکه صدای خوبی داره(ماشالابه جونش)دنبال خوانندگی نیست

خودش پیانو میزنه وبه تارم علاقه داره

لقب مرد هزار چهره رو بهش دادن

همه جور گریمی رو چهرش میشینه

(بازم ماشالا به جونش)

فقط من گریم فرزاداغما رو دوس نداشتم ،بهش میومدا ولی.......

خب دوس نداشتم دیگه

ولی عوضش گریم الیاس محشر بود...خیلی هم بهش میومد

عجیب مثبت شده بود

گریم شهرامم خیلی جالب بود

گریم منوچ قرقی هم خوب قشنگ بود

هان حرف ملک دل شد دلم سوخت

خیلی بی معرفتن

ورداشتن ملک دلو دوبله کردن واسه شبکه الکوثر

به مام کلی وعده داده بودن که قراره دهه فجر پخش بشه

و بعد شدایام نوروزوبعد دوباره فلان موقع و.......

آخرشم نشون ندادن که ندادن

خیلی بی انصافی کردن

داشتم از گریم میگفتم

گریم به دنیا بگویید...

(هروقت این اسم میاد تو ذهنم دیوانه میشم؛یه غم سنگین میشینه

تو دلم.....آخه آدم چقد باید از دنیا سیر باشه که بش بگه واسا؟؟؟)

گریم اونجاشم خوب بود مدل بازیشم خیلی قشنگ بود

هرچند سه چار پنج قسمتشو بیشتر ندیدم

ولی لباس سربازی خیلی بهش میومدا

من خودم عجیب عاشق لباس سربازی ام و صد البته خود سربازی

اولا دلیل این حب و دوستی رو نمیدونستم

ولی بعد از مدتی سرخاروندن کاشف به عمل اومد که

باباحتما چون ارتشی هستی عشق سربازی داری

مام یه بشکن زدیم که ای ول راس میگیا!!

((دیگه دیگه ))

 

اونجا که اعلاء از پله های برجک میره بالابعد نگا میکنه خودشو میبینه

خیلی گریه ناک بود

 

فکر کنم از همون جا بود که فهمیدم طرفدارشم!!!

آخه تو خودم مردم !!!

پرواز در حبابم که ای ول داشت

مجلس آخر ذبح اسماعیلو که دیدین؟؟؟

گمونم محمود راس راسی.....

ببخشید آقای کمیلی راس راسی میلنگیدا

بنده خدا تو یکی از سکانسا دچار سانحه شده بود

و گمون کنم آقای مقدم گریم فرهادوکه رو صورت آقای کمیلی

دیدن به فکر گریم الیاس افتادن

آخه گریماشون شباهت میداد بهم نه ؟؟؟

حالا شایدم سیروس مقدم وقتی خواسته اغما رو بسازه یاد گریم فرهاد افتاده

چمیدونم..........

تو پیامک از دیار باقی هم که .........

پفک حلقه ای میخوردنو...........

(این منم!!!!)

گوشه نشینانم که کلا قشنگ بود

و خط شکن...

خط شکنی که غصه میخوردم تموم شده ومن ندیدم چی چی شد آخرش

که خدارو شکر تموم نشده هنوز

شمام که خیلی لطف داشتینو به سوال آپ قبلیم جواب دادینو

چقد دوس داشتم اون جاهایی که میدون و عین خلافکارا را میرنو ببینم

( که هفته ی پیش دیدم )

اونجایی که کوروش ادای کرولالارو درآورد آی خندیدیم

یا اونجا که الکی با نازنین تلفنی حرف میزد

وادابازی در میاورد

یا اونجا که گفت:ترسیدم خیلی زیاد و........

 

سهیلا به یارا گفته بود جنگ من و تو و ستاره ها رو

کاش اینجام میومدن

خبر سایت زدنشونم تازه شنیدم از این یارای ........(جای خالی!)

حضرت یوسف رو که میبینین ؟؟؟

به نظرم آقای گلزار جای بزرگیای یوسف بازی میکردن عالی میشدا،نه؟؟

بعدش اینکه پویا ونغمه اصلا بهم نمیان

نغمه بزرگتره

ولی خب همشون خوب بازی کردن

مخصوصاآقایون حکیمی،عمرانی، خیرابی،افشانی،علی دوست پویا

و خانوما روستا،گودرزی، لاکانی، سحرخیز

خسته نباشن

میدونستیدمینا لاکانی و امیدزندگانی قبلازن و شوهر بودن؟؟؟

آآآآآآآآآآخخخخخخخخخ

من داشتم از آقای کمیلی میگفتم

...

...

حالا بقیشو میذارم واسه بعد

هان؟؟؟

فقط اینکه امضای ایشون این شکلیه :

  (یه کم ریز شد؛ببخشید) 

 

موکوشله : تارا

معنیش خیلی قشنگه ها!!!!!!!!

که جزو اسرار اژدهایی منو یاراس

نمیگیم به کسی ...........

بای....               

 


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 در ساعت: 22:11
|+|

یا صحب الزمان..........

یا صاحب الزمان ادرکنی

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک

باور مکن که دست ز دامن بدارمت

محراب ابرویت بنما تا سحرگهی

دست دعا برآرم و در گردن آرمت

گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی

صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب

بیمار بازپرس که در انتظارمت

صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار

بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت

خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد

منت پذیر غمزه خنجر گذارمت

می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار

تخم محبت است که در دل بکارمت

بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست

فی الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت

در پای دم به دم گهر از دیده بارمت

مراسم اختتامیه تجلیل از خدام مسجد جمکران

باید ببخشید کیفیتتش خیلی خوب نیست

عکس خیلی گرفته بودم ولی کیفیت نداشتن

من گفتم این که یه کم بهتر از بقیسو براتون بزارم

ببخشید.........

مراسم خیلی قشنگ بود

اقایون خدام با شمع و خانوما با گل رفتن سمت مسجد

ولی من نتونستم تا اخرش

واسم برگشتم خونه.....

الانم سرما خوردم

خیلی باحاله تو اون زمستونه سدر ککم نگزید

الان تو این هوای مزخرف قم سرما خوردم

ببخشید اگر قلت املائی دارم

چه میشه کرد بی صوادیه دیگه..

به بذرگی خودطون ببشخید

قبلا گفته بودم نبخشیدم برام مسئله ای نیست

من تو این وبلاگ فقط به عذر  خواهی کردن میرسم.....

خلاصه جاتون خیلی خالی بود

کلیم شلوغ بود

باید صف اتوبوس جمکرانو میدید

تا چشم کار میکر ادامه داشت

صف نبود که ماشاالله.....

اخه چقدر جمعیت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی تارا جونم خوش اومدی

درسته یارا جاش خالیه ولی تو هم خواهر اونی قبولت داریم

یارا جون خوشبخت شی

ببینم اقا داماد داداش مجردی چیزی نداره؟؟؟؟؟؟؟؟

خب دیگه من برم کپه بزارم

چه معنی داره دختر تا نصفه شب پا کامپیوتر؟؟؟؟

خجالت بکش

تو دور زمونه ما این چیزا نبود

باباهه اشاره میکرد میخوابیدیم

باید قالی میبافتیم

۱۳٬۱۴ سالگیم ازدواج میکردیم

یه خونوادرو میگردوندیم

دخترا این دور زمونه

حرف به گوش نمدن که.........

انگار با دیوار حرف میزنی

پاش بورو بکپ دختر

 

 

 

 

 

 

 

 

¤×*سهیلا*פ


نويسنده: سهیلا مورخ: دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 در ساعت: 3:35
|+|

تارااژدهای شماره ی دو......

آمدم من جانم به قربان ....

کی؟؟؟؟؟

نی دونم................!!!!!!!!!!!!!!!

آی...........مردم من...........چی نوشته این یارا واستون؟؟؟؟

آی خندیدم .............آی خندیدم من............همین جوریه ها...!!!!!!!!!!

خدا صبر جمیل عنایت کنه به شوورش .................!!!!!!!!!!

درسته منم یه جورایی عین همونم ولی خب قابل تحمل ترم بخدا.............

یه زهرا توتون هس........ینی بین شماها یه زهرا نامی هس که آبجیم

قبل از اینکه بریم مسافرت یه چیزی واسش نوشته ولی فرصت نکرده واسش بفرسته

واس خاطر همین به من سفارش اکید کرده که بدم بهش..........یادم باشه.........

 

منم طرفدار پروپاقرص حامد کمیلی و گلشیفته فراهانی ام..........نه عین یاراها!!!!!!!

درکنار این دوتا هنرمنداز:

مهناز افشار-باران کوثری-میتراحجار-نفیسه روشن-امین تارخ- محمدرضاگلزار-

شهاب حسینی -حامدبهداد-امین حیایی-مهران مدیری و.................

خلاصه کل هنرمندای هنر هفتم خوشم میاد....زیاد به خارجیا کار ندارم

ولی خب از........اسمش چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ا...........همونی که تو دزدای دریایی

کارائیب بود............تو سوئیتی تادم هست...........ای بابا این براد پیته اومده تو ذهنم

واساده جلوش...........چی بود خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟حالا بعد میگردم تو مجله هام پیدا میکنم

اسمشو............

هان ............!!!!!!!!!یادم اومد......جانی دپ..............

اونم خوب بازی میکنه ها.........اسم آل پاچینو رو که خیلی شنیدم ولی هنوز فیلماشو ندیدم

من اصلا کاری به خارجیا ندارم ...ایران خودمونو عشق است.........

میگم این پسره هم خوب بازی کرده ها...........گمون کنم اسمش سیاوش خیرابیه....

همون بهرام ترانه ی مامانی دیگه........مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این مسافرته هم ما رو از همه چیز عقب انداختا !!!!!!!!!

 

من به وبلاگ نویسی و این جور چیزا وارد نیستم،هروقتم اومدم تو اینترنت دنبال عکس

بازیگرا بودم...دانش من از رایانه فعلا در همین حده..........یارا دیروز یه چیزایی یادم

داده ولی خب قول اژدهایی میدم بهتون که را بیفتم اساسی.............

مطلب وعکس جیلیزویلیزی هم نمیدونم از کجاباید پیدا کنم و چه جوری...کمکم که میکنید

؟؟؟؟یه مدت کار نابلدی منو تحمل کنیددیگه.................

هان بگم که فقط کمیلی...............ولی بعضی وقتا شایدازهنرمندای دیگه هم نوشتم...

چیز........... ا...........هان...........من زود به زود شاید نتونم بیاما.........

بعدش اینکه..........وای بچه ها شما چقد خوبین........ینی دارین نوشته هامومی خونین؟

خداازبزرگی کمتون نکنه.....!!!!!!!!!!

حالا من برم خبرمبرجم کنم............دوستون دارما!!!!!!!!!!!!!بامن دوس میشین که؟؟

ا...خوبی سهیلا؟؟؟؟................الان یادم اومد ببخشید................سلام..............

تو یکی رو دوست دارم بیس تا...!!!!!!!!!!!!!

میگم آدرس ایمیلتو به یارا نداده بودیا..!!!به من بده خب؟؟؟؟

 

 

 

 

یه سوال خط شکن تموم شد؟؟؟؟

 

 

یکی بهم بگه................

 

 

 

بگید دیگه........................

 

 

 

 

 

تو که میدونی بگو...........................

 

 

 

 

بگو...................................

 

 

 

 

 

میگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

نمیگی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

گفتن یا نگفتن؟مسئله ی تو این است...................................

 

 

 

 

 

 

 

تمام شد یا نشد؟مسئله ی من این...................

 

 

 

 

 

 

 

 

 

وآرزو میکنم نشده باشد هرچند میدانم شده...............!!!!!!!!!!!!!

حال میکنینا...........!!!!!!!!من واستون متن ادبی مینویسم،شما کیفور میشین........

قربون تک تکتون..........................

آخ......یاراببینه.................!!!!!!!!!!اینقده خط و نشون کشیده واسم...............

که ال بکن .......بل بکن.............اینو بنویس.....اینجوری ننویس............

منم کرده موکوشله...........عین خودش................

یکی هس تو لینکامون میگه بوس بوس.........آره آویسا گله..........

حالا من میگم :

ماچ ماچ رو دستم ؛فوتش میکنمو پرش میدم به سمتت...........

تازود برسه و جابگیره؛

ازگونه هات

وقت ملاقات بگیره؛

مهربونم...........!!!!!!!!!

 

 

دیگه دیگه...........!!!!!!!!!!!!

 

 

موکوشله : تارا


نويسنده: سهیلا مورخ: سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 در ساعت: 10:55
|+|

فکرشوبکنید...

آدم یه آبجی دوقلوداشته باشه ورازشوبهش نگه...!!!

وای وای وای ..............

هه...فکرکردید یارام نه؟

سلام؛من تارام آبجی یارا...............

همین دیروزاین یارای جای خالی.........

آخ...........

دستموگرفته نشسته جلوم،زل زده تو چشام،که چی؟

:تارایی میخوام یه راز بت بگم.........!!!

همین مدلیه ها...!!! ازهیچی نم پس نمیده!!!!!!

من دیدم این که بیزار بود از رایانه یهو کنه ای چسبیده بهش..!!!

پس بگو...........

آره اومده نشسته ور دلم که :

آبجی جونم اومدم یه مسئولیت سنگین بندازم روکولت!!!

مردم من ........که یا فاطمه!این یارا باز چش شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خون به جگرآدم میکنه تاچارتا کلوم حرف بزنه...........

آخ.............

آی...............

باز این زد پس کلم !!!!!

چراخب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

الهی ...........دیدین چی شد؟؟؟عموخسروهم رفت.............

واقعا هنرمند بود........

اینقدمتاسف شدم..........من که کسی نیستم تا بتونم راجع به ایشون حرف بزنم؛

ایشالا روح سبزشون بالا سر هنر هفتممون باشه....

 

هان !!!!!!آخ کلم........باهاش قهرما...ولی عین چی بگم؟؟؟

عین یه جای خالی ای واساده بالا سرم..........!!!!!!!!!

خیلی عجیبه!!!به من میگه چرا قهری؟!!!!!!!

به خودش نمی گم ..به شما میگم ،بش بگید.......... :

نه .. آبجی اینقد اژدها صفت؟؟؟اینقد رازدار؟؟؟اونم آبجی ای که همش انقده بزرگتره؟؟؟

که همش انقداژدها تر از منه.... ا..ا..ا.. هیچی به من نگفت!!!!!!!!!!

یاخدا !!!!!!!!ول نمیکنه......!!!خب میگم حالا... یکی واساده بالا سرم

(بش بگید بیاد بشینه)هی میگه بگو...اصلا بیا خودت بگو....صب کن...

این شما و این هم آخرین حرفای یارا...آآآآآآآآآآآآآآآآآآی ...جگرمنوکرده جگرزلیخا!!!

هی اژدها...اژدها...بیا بابا...

و این هم آخرین حرف های یارا اژدها..........دی دی دی دینگ.... :

سلام...میگم آدم یه تارا مثل ما داشته باشه دشمن به چه دردش میخوره؟؟؟

هرچی از دهنت در میاد بگو......خب؟؟؟

آخ...حالا شد نوبت این...!!! آره دیگه میخوام برموجامو بدم به تارا...

بهتون میگه چرا...تارامون ازمن مهربونتره...(چه بادی انداخت تو غبغبش!!!)

باهاش خوب تا کنیدا...!!!من بهش گفتم چکار بکنه و چکار نکنه ...اما خب

میل خودشه...هر کار خواست بکنه...فقط یه چیز بگم :من هنوز طرفدار پروپاقرص

آقای کمیلی ام...با هیچکدوم از طرفداراشم سر سازش

ن...دا...رم...!!!

خدافظ.......بیا جوجه اژدر................................

 

 

اه...!!!آبجی بد بد بد...یه سه دیقه من از این بچه ترما!!!!ببین.... دق میده آدمو...

برو دیگه....

 

آخیش............... رفت..............

 

فکرای الکی نکنیدا ....!!!!!!!!!!!

ما با هم خوبیم.......خیلی هم خوبیم...بعضی وقتا فیلممون میاد...که بات قرمو...

دوست ندارمو.............

هان راستی............میدونید چرا یارایی ادامه نداد؟؟؟

هیچی بابا یه بلا واسش نازل شده از آسمون که خدا سرمن نیاره.........

چی شده؟؟؟؟ کم کم داره شوور دار میشه!!!!!!!!!!اینقد دم از مجردی میزد که نگو...

نمیدونم یهو چی شد که گوشاش دراز شد............!!!!!!!!!!هه.........

آی مامان...........مگه نرفتی تو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بسکه این زد پس کلم،تاسیدم.......!!!!!!!!!!(ینی تاس شدم!!!!!!!!!!!)

می خواد دیوونم کنه ها!!!!!!!یه راز به من گفت؛ببین..........تا نکشتم ول نمیکنه که....

اصلا بذارید من برم یه ساعت دیگه بیام ادامه بدم هان؟؟؟؟

دوستون دارم پنش تا!!!!!!!!!!

دوسش دارم پونصدهزارتا....

کیو؟؟؟؟دیگه دیگه!!!!


نويسنده: سهیلا مورخ: سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 در ساعت: 10:9
|+|

باز گشت یه گلی به نام سهیلا

سلام سلامی به گرمی تابستون ۸۷

به همه ی بچه های تکه وبلاگ

 که در نبود من خیلی سختی کشیدنو

کلی دعا و گریه کردن

که خدا سهیلا برگرده بازم برا ما اپ بکنه

حالا من برگشتم تلافی این مدت که اپ نکردمو در بیارم

تازه یارا جونم قراره از مسافرت برگرده

که اونم از اون اپای مشت براتون داره.

من یه سری مراسماتو به جا بیارم

درگذشت هنرمند بزرگ

خسرو شکیبایی رو به همه ی هنرمندا

و خانواده ی محترم ایشون تسلیت

میگم)شونصد سال بعد(

ولادت امام حسین(ع) و حضرت ابوالفضل و امام زین العابدین(ع)

رو به همه ی مسلمین جهان تبریک میگم

 

راسیتش بهتون قول اپ طولانی داده بودم درسته

الان حدود ۱ ساعت نشستم نوشتم اما کامپیوترم

ثبت نکرد

و خیلی مایه هستم

و دیگه مثل دلقکا نمیشینم ۳ ساعت بنویسم

راسیتش حدود ۳ هفته تلفونمون قطع بود

بعدشم رفتیم مسافرت اونم چه مسافرتی

همش تو ماشین بودم

من دیگه قیافم اینطوری بود

بعد از مسافرتم

اومدم دیدم داداش دست گل به اب داده

ورداشته شلنگو مستقیم انداخته تو کولر

یادشت رفته اب خونرو ورداشته

کامپیتره منم نزدیکه کولر اب رفته تو سیماش اتصالی کرده

داداش منگل منم کامپیوترو روشن کرده

برق گرفتتش

کیبوردم اتصالی کرده دیگه کار نمیکرد

خلاصه اینکه دو روزم کیبورد داغان بود این شد

که من کلا از دنیا عقب بودم

همین که اومدم اینترنت

عینهو ایناکه بار اولشونه اومدن اینترنت

صدتا پنجره باز کردم کامپیوتر

دیگه هنگ کرده بود

راستی دست اقای گلزارو کمیلی درد

نکنه همون

جنگ  من .تو نمیدونم چی چی

که برا کمک

به

به

به

اهان کم توانان ذهنی

درست گفتم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اره؟؟؟؟؟؟؟

خیلی میدونمااااااااااا

شنیدم کلی قزوینیا ترکوندنااااااااااااااا

باباااااااااااااااااااااااا

بازم که اقای گلزار سرافراز فرمودن

با اون پیشنهاد قشنگشون

که ازشم خیلی استقبال شد

امیدوارم بازم موفق بشن بازم

ما طرفداراشونو سر افراز کنن

خدا کمکش کنه

واقعا به ما ثابت کردن ارزش حمایت دارن

واقعا ببخشید بچه ها اون اپم که نوشته بودم خیلی باحال شده بود اما

همش تقصیره این کامپیوتره

فلان فلان شدس

حالا نمیخوام چاک دهنو باز کنمااا

ولی بد منو مایه میکنه

باید به بزرگی خودتون ببخشید

نبخشیدید هم عیبی نداره مهم نیست

راستی شنیدید این روزنامه های سبز چی گفتن

بیکارناااااااااااااااااااااااااا

از الکی گفتن گلزار ممنوع التصویر شده

دروغ گوهااااااااااااااااااااااااااااااااا

خب حالا خونه کثیف خودتونو الوده نکنید

تا یه سلام دیگه

بابای

دست خدا به همراتون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دیگه دنبال چی میگردی اکبر بیکار

میگم برو دیگه تموم شد

اخرشه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عموجان دیگه چیزی نیست نگرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حالا ببینااااااااااااا

 

سهیلا


نويسنده: سهیلا مورخ: پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 در ساعت: 18:34
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+